عادت کرده ام
نوشته نذیر ظفر نوشته نذیر ظفر

            – لویزیانا

من به عشق یارعادت کرده ام

با گلــــی گلزار عادت کرده ام

باغبان از خارء گــل ترسم مده

با جــــفای خـار عادت کرده ام

چارهء دردم چــه میجوید طبیب

با دل ای بیــمار عادت کرده ام

دل نسو زانید به حال مضطرم

با غــمی بسیار عادت کرده ام

با مه و انجــم نما یم گـــــــفتگو

شام هــــــای تار؛ عادت کرده ام

من متاع کس نخر گشتم به شهر

در سر بــــــازار عادت کرده ام

گوشهء ویران و مــــتروک غمم

بی درو دیـــــوار عادت کرده ام

دســـــــت بر دار از سر من زهدا

عمری بی دســتار عادت کرده ام

در صف مســـجد سراغ من مگیر

خانــــــه ای خمار عادت کرده ام

غربــــــــتم آییـــــن من باشد( ظفر)

دیدهء خونــــــــــبار عادت کرده ام


May 23rd, 2013


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان